سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
243
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
وعدم اطلاع مخاطب كه از پيروان عمر است بر نوشته شدن وصيت نامه دليل عدم آن در واقع نمىتواند شد ، بنابر آنچه خود در فصل أول از باب يازدهم اين كتاب در ضمن بيان نوع بيست وچهارم از أنواع أوهام منسوبه به طرف شيعه گفته ( 1 ) ، كما سيجيء إن شاء الله تعالى ( 2 ) . وبر تقدير تنزل مىگوييم : مجرد توهم تهديد عمر از بيرونِ در ، ممنوع است ; زيرا كه اگر پيغمبر خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) بار ديگر قصد كتابت وصيت به حضور همان جماعت صحابه مانعين مىفرمود ، همان آش در كاسه در پيش مىگرديد ، واگر به يكى از أهل بيت خود - موافق قول مخاطب - ارشاد مىفرمود كه اين كتاب را نوشته بگذارد ، از آن چه فايده متصور مىشد ؟ ! زيرا كه در اين هنگام عمر واتباع أو - كه از گروه مانعين بودند - مىگفتند كه : ما قطعاً معلوم داريم كه آن جناب اين كتاب را به دست مبارك خود ننوشته است ; زيرا كه آن جناب گاهى چيزى به دست مبارك خود نمىنوشت ، ومشق اين صنعت نداشت ، وبه سبب غلبه وَجَع از املا هم عاجز بود ، پس يكى از ‹ 427 › أهل بيت هر آنچه خواسته باشد ، به دست خود نوشته باشد ،
--> 1 . مؤلف تحفه در ضمن اوهامى كه به شيعه نسبت داده مىنويسد : نوع بيست وچهارم : هر چه دليل أو را در معلومات خود نيابيم باطل است . مراجعه كنيد به تحفه اثناعشريه : 352 . 2 . اشاره است به اثر ديگرى از مؤلف ( رحمه الله ) در ردّ باب يازدهم تحفه به نام : “ مصارع الأفهام لقطع الأوهام “ ، براي اطلاع بيشتر مراجعه شود به مقدمه تحقيق .